|
پت و مت یزد
|
||
گزیده هایی از کتاب "راز شاد زیستن"
1- در هر موقعيتي به زندگي يورش ببريد, در حال زندگي كنيد. وقتي منتظر وقوع چيزي هستيد خود را با كاري ديگر مشغول كنيد. اگر منتظر هستيد كه هاليوود ! استعداد درخشان شما رو كشف مند, عجالتا برويد و در يك كلاس سبدبافي ثبت نام كنيد. به اين ترتيب ميتوانيد يك انفصال مقطعي از آن هدف اصلي به وجود بياوريد. با رها كردن موقعيت به حال خود, نتايج را تسريع كنيد.
2- زيستن در زمان حال بدين معناست كه ما از هر كاري كه در حال انجام آن هستيم به خاطر خود آن لذت ببريم و نه صرفا بدنبال هدف نهايي آن باشيم.
3- ملامت كردن ديگران بهانه ايست براي نپرداختن به واقعيت, بهانهاي براي قدم بر نداشتن.
4- سرزنش كردن و احساس گناه داشتن هر دو احساساتي خطرناك و مخربند. وقتي به سرزنش كردن خود و ديگران ميپردازيم از موضوع اصلي كه بايد كاري در رابطه با آن انجام دهيم غافل ميشويم. انتخاب هميشه با ماست كه مهار زندگي خود را به دست بگيريم و در حال زندگي كنيم يا خود را در لجاجتها و پريشانيهاي گذشته زنجير كنيم.
5- اگر براي تغيير زندگي خود مصمم هستيد, براي تغيير محيط خود نيز مصمم شويد.
6- تخيل خود را مانند جسم خود پرورش دهيد, هر چه تخيل شما رشد يافته تر باشد ياد آوري و حل مسائل براي شما آسانتر خواهد بود.
7- ذهن شما مانند يك آهن رباست.فكر كردن به خواستههاي خود را ادامه دهيد تا به آنها دست پيدا كنيد.
8- اين نكته قويا تاكيد ميشود كه :" استفاده از نيروي فكر جانشيني براي عمل نيست, بلكه استفاده صحيح از ذهن ما را قادر ميسازد كه با سهولت و سرعت بيشتر به اهداف خود دست پيدا كنيم".
9- ما فقط يك بار زندگي ميكنيم. حال اگر طوماري از "دلائلي كه من نتوانستم" با خود به گور ببريم, تنها معنياش اين است كه "نتوانستيم".
10- سرگذشت "فريتز كرايسلر" نوازنده بزرگ ويلن, نمونه زيبايي از ارتباط ميان تلاش و موفقيت است. روزي پس از اجراي برنامه خانمي به او گفت: " آقاي كرايسلر, من حاضر بودم تمام زندگيام را بدهم تا بتوانم مثل شما ويلن بزنم". كرايسلر لبخندي زد و گفت: " من هم همين كار را كردم".
11- رمز شادي و تكامل در فعاليت است. اصل فعاليت بي وقفه, ما را پيوسته به خروج از حاشيه نشيني و ورود به صحنه فعاليت ترغيب ميكند.
12- براي بدست آوردن هر چيز بايد ابتدا بتوانيم خود را متقاعد سازيم كه ارزش و استحقاق آن را داريم و وقتي در ضمير هشيار و ناهشيار ما اين احساس ارزش بوجود آمد, آنگاه اغلب خواسته ها و نيازهاي ما جامه واقعيت به خود ميپوشند و يكي از بهترين راههاي بوجود آوردن اين حس, درخواست كردن است.
13- تا اين لحظه هر چقدر هم كه از زيبائي ها لذت برده باشيد, امروز ميتوانيد تصميم بگيريد كه بيشتر لذت ببريد. امروز زمان انتخاب است, امروز و هر روز.
14- هرجا كه هستيد همان جا نقطه آغاز است, تلاش بيشتر امروز, سازنده فرداي متفاوت شماست.
15- شادي و بيان آزادانه و بيقيد و بند خويشتن, زماني بيشتر از هميشه ميسر ميشود كه نتايج نهايي را رها كنيم. براي رسيدن به اهداف خود بكوشيم, اما زنداني اين اهداف نباشيم.
16- جز تغيير هيچ چيز دوام نميآورد.
17- عشق احترام قائل بودن براي خود و ديگران است. تمام عشق, رها كردن معشوق به حال خود, در جاي خود و دوست داشتن او در همان حال و در همان جاست. درست از همان لحظهاي كه ميگوييم: " اين كار را بكن تا دوستت بدارم" عشق را نابود كردهايم.
18- پافشاري جزء مشترك تمامي موفقيتهاي چشمگير است. (پافشاري و نه كله شقي).
19- شكست آسيب ميرساند, اما اين آسيب زماني شديدتر است كه بدانيم حداكثر توان خود را به كار نبردهايم.
20- هوشيار باشيد و تسليم مشكلات و موانع نشويد. وقتي همه چيز تيره و تار به نظر ميرسد چه بسا وقت جشن گرفتن باشد, وقتي كه ديگر تقريبا به مقصد رسيدهايم.
پايان شب سيه سپيد است.
روز اول که ديدمش بدجوري بهم خيره شده بود.
بعداً فهميدم که چشماش چپه و داشته پيکان 57 رينگ اسپرت دو متر اونور تر رو نگاه ميکرده!
يه آه از ته دل کشيد.
بعداً فهميدم که آه نبوده و آسم داره.
بهش يواشکي يه لبخند زدم، ولي اون قيافه جدي مردونش رو عوض نکرد. اين خودداريش واسم خيلي جذاب بود.
بعداْ فهميدم که خودداري نبوده، بلکه تاحالا تو کف اون پيکان 57 بوده و تازه متوجه من شده بود!!
آروم و با عشوه اومدم جلوش، ديدم تند تند داره بهم چشمک ميزنه. کارش به نظرم با مزه اومد.
بعداً فهميدم که تيک داره و پلک زدنش دست خودش نيست.
اومد يه چيزي بگه ولي از بس هول شده بود، به تته پته افتاده بود.
بعداً فهميدم اين بشر خدادادي هول هست و لکنت زبون داره.
سرش رو از شرمش انداخت پايين و گفت س س س سلام.
بعداً فهميدم از شدت شرمش نبوده و ميخواسته من دندونهاي زردش رو نبينم.
بعد از يک سري اسم و فاميل بازي، ازم پرسيد آخرين کتابي که خوندي اسمش چيه!؟ گفتم: اَ...اَ...يادم نيست. گفت: چه جالب، نويسندش کيه!؟ از اين تيکه بامزش خندم گرفت.
بعداً فهميدم که تيکه نبوده و بيچاره چيزي به اسم IQ اصلاْ نداره.
بوي عطرش بدجوري مستم کرده بود.
بعداً فهميدم بوي عطر نبوده، بلکه ...
بهم گفت بيا يه کم قدم بزنيم. اين حرفش خيلي به نظرم رمانتيک بود.
بعداً فهميدم جیش داشته و ميخواسته به سمت توالت عمومي حرکت کنيم.
ازش پرسيدم دانشگاه ميري؟ گفت آره، مدرسمون تو دانشگاهه! از اين شوخ طبعيش خيلي خوشم اومده بود.
بعداً فهميدم که اصلاً هم شوخ طبع نيست و منظورش مدرسه افراد استثنايي توي دانشگاه شهيد بهشتي بوده!
بهش گفتم داره ديرم ميشه. گفت اگه ميشه شمارت رو بده که بهت زنگ بزنم، من هم دادم و اون هم شماره رو زد تو مبايلش. ولي هيچوقت زنگ نزد!
بعداً فهميدم کادوي تولد 30 سالگيش يه مبايل اسباب بازي بوده که همه جا با خودش ميبردتش!
نکات مهم:
1ـ چقدر چيز ميشه بعداْ فهميد!!
2ـ آدم منگل هم دل داره!!
سوال هوش هفته: اين دختره چه جوري اين همه چيز رو بعداً فهميد!
حالا گیرم که دانشجو شدید !!!
که چی؟؟؟ چی شد حالا؟؟؟
(ولی خدایی دوران دانشجویی هم واسه خودش دورانیه ها !
)
یه وقت فکر نکنید فقط تو ایران بچه ها دانشجو میشنا
نه!
کشورای دیگه هم دانشجو دارن٬ دانشجوهای اونا هم واسه خودشون دوران دارن٬ ولی سبکش یه کم فرق میکنه!!! هر کدومشون برای دانشگاه رفتن یه سری دلیل دارن! تو دوران دانشجویی شون هم خیلی کارا میکنن!!! (ولی ما پیشرفته تریم٬ انرژی هسته ای هم حق مسلم ماست...٬ سلطان قلبها...٬ فلان رنگته...٬ توپ تانک ...) ببخشید جو گیر شدم!!!![]()
ژاپن: به شدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!
مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!
هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه واکشنی(action) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!
عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!
چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!
اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید!
گینه بی صاحاب!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!
کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!
پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!
اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!
انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!
ایران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! (فهمیدین به منم بگین) او چت می کند! خیابان متر می کند، ودر یک کلام عشق و حال می کند! همه کار می کند جز اینکه درس بخواند نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است! از من می شنوین بی خیال دانشگاه بشین بهتره (تفریحات بهتر و کم دردسرتر هست)خود دانید
پ.ن بازم انرژی هسته ای حق مسلم ماست!!!
یك زن چيزي جز شوهرش نمي خواهد ولي وقتي كه به او رسيد همه چيز ميخواهد
زنان به خوبي مردان ميتوانند اسرار را حفظ كنند ولي به يكديگر ميگويند تا در حفظ آن شريك باشند
زنها مثل ماهي هستند. بدست آوردن آنها آسان و نگهداشتن آنها مشكل است
اختلاف زن و مرد در اين است كه مردان هميشه آينده را مينگرنند و زنان گذشته را بخاطر ميآورند
زبان زن به منزله شمشير اوست. هميشه آن را بكار ميبرند تا زنگ نزند
چنين است طبيعت زن: دوستت ندارد تا دوستش داري و چو دوستش نداري دوستت دارد
زن گردنبند است. دقت كن چه چيزي را به گردن ميآويزی
مردان آفريننده كارهاي بزرگند و زنان بوجود آورنده مردان
زنها هرگز نميگويند ترا دوست دارم ولي وقتي از تو پرسيدند مرا دوست داري بدان كه درون آنها جاي گرفتهای
نه گفتن زن به معني پاسخ منفي نيست
زنان اميال خود را بهتر از مردان پنهان ميكنند. اما مردان بهتر از زنان اميال خود را كنترل ميكنند
به قول قديميها : زن بلاست ولي هيچ خونهاي بي بلا نباشه
زن گله، هر كي ندونه خله
خوب حالا جدا از طالع و سرنوشت هرکس یه سری دلایل دیگه هم وجود داره که ملت کنکور قبول نمیشن!!!![]()
من کلی تحقیق و بررسی کردم
و به یه سری آمار دست یافتم
که نشون میده اگر داوطلبی در کنکور پذیرفته نشد ، هیچ تقصیری متوجه او نیست
چرا؟؟؟![]()
چون که سال فقط 365 روز دارد در حالیکه . . .
1 – در سال ، 52 جمعه داریم و میدانید جمعه ها فقط برای استراحت است. به این ترتیب 313 روز می ماند.
2 – حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستانی است و چون هوا گرم است مطالعه دقیق برای یک فرد نرمال مشکل است. بنابراین 263 روز دیگر ، باقی می ماند.
3 – در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا 122 روز میشود. بنابراین 141 روز باقی می ماند.
4 – اما سلامتی جسم و روح ، روزانه یک ساعت تفریح را می طلبد که جمعا 15 روز میشود. پس 126 روز باقی می ماند.
5 – طبیعتا دو ساعت در روز برای خوردن غذا اعم از صبحانه، نهار و شام لازم است که در کل 30 روز میشود. پس 96 روز دیگر باقیست.
6 – یک ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی با دیگران و البته پشتیبان ضروری است. چرا که انسان موجودی است اجتماعی ، و این خود 15 روز از کل سال است. بنابراین 81 روز از سال باقی می ماند.
7 – روزهای امتحان دست کم 45 روز از سال را به خود اختصاص میدهد و نظر به حجم بالای درس ها و خستگی ناشی از امتحان، 36 روز دیگر باقی می ماند.
8 – تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف که دست کم 30 روز در سال است. مگر میتوان در این اعیاد وقت را به مطالعه گذراند؟ پس 6 روز باقیست.
9 – در سال حداقل 3 روز به بیماری طی میشود و 3 روز دیگر باقی می ماند.
10 – سینما رفتن و سایر امور شخصی هم لااقل دو روز از سال را در بر میگیرد پس فقط یک روز دیگر باقیست.
11 – یک روز باقیمانده همان روز تولد شماست، چگونه میتوان در آن روز بخصوص درس خواند !!!
پس یک داوطلب نرمال (!) نمی تواند امیدی برای قبولی در دانشگاه داشته باشد !!!![]()
پس:
اونایی که کنکور دارن استرس نداشته باشن!
اونایی هم که سالها پشت کنکور موندن هم از خودشون نا امید نشن٬ تقصیر اونا نیست!!![]()
اونایی هم که کنکور قبول شدن زیاد خوشحال نباشن چون هیچی رو ثابت نکردن بجز اینکه نرمال نیستن!!!![]()
درود بر همه!
چون داریم به کنکور بچه های دبیرستان نزدیک میشیم یه مطلب گذاشتم که یه کم شارژ بشن و روحیه بگیرن و با امیدواری تمام به درس خوندنشون ادامه بدن!!!
و اما...
ستاره بخت و اقبال شما در سال جدید!!!
متولدين فروردين ماه:
دختر يا پسر فرقي نمي كند، شما بايد بدانيد چون در ماه اول سال به دنيا آمده ايد و كنكور ارشد در ماه آخر سال (اسفند) برگزار مي شود، روز امتحان دير از خواب بيدار مي شويد، بعد در ترافيك گير مي كنيد و احتمالاً از كوچه كه رد مي شويد زني با يك سطل آب كف از شما استقبال خواهد كرد (به عبارتي بدرقه) از تمام اين مخاطرات كه بگذريد، جلوي حوزه امتحاني متوجه گم شدن كارت ورود به جلسه تان مي شويد بنابراين توصيه مي شود بيخود دنبال دردسر نرويد و از هرگونه تلاشي براي رسيدن به مقاطع بالاتر دانشگاهي خودداري كنيد!
متولدين ارديبهشت ماه:
اول، قدم نورسيده را به مامان و بابا تبريك مي گوييم. تو اگر دختر باشي، اسمت يا رکسانا است يا مرسده و اگر پسر باشي اسمت يا هوخشتره است يا جغتای (البته گوسفندان اسمهاي ديگري هم دارند)، متولدين اين ماه خيلي بي جنبه اند، آخر لزومي ندارد به بقالي سر كوچه تان پز بدهي كه بعد از يازده سال فوق قبول شده اي، خبر قبولي را احتمالاً در مراسم خاكسپاري يكي از بستگان مي شنوي و چنان قهقهه اي ميزني كه گوركن با بيل و صاحب عزا با دسته بيل به دنبالتان خواهند دويد.
متولدين خردادماه:
همانطور كه از اسم ماه تولدتان پيداست، دچار درس خواندن افراطي از نوع طالباني مي باشيد (همان خرخوان خودمان) دخترهاي خردادي يك روز قبل از كنكور ارشد برايشان خواستگاري پيدا مي شود (آنهم كچل پلاك ليزري نمره قبرس)، پس بهتر است كه دنبال بختشان بروند و فرصت را به پسرهاي خردادي بدهند (كه براي پنجمين بار امتحان مي دهند).
متولدين تيرماه:
يك خبر خوش به شما خواهد رسيد. لطفاً جنبه داشته باشيد، هيچ ربطي به كنكور ارشد ندارد چون هنوز چند ماهي تا امتحان باقي مانده، احتمالاً خبر دوقلو زاييدن گاو پدربزرگتان مي باشد يا تصويب طرح افزايش وامهاي دانشجويي. فعلاً بهتر است بي خيال فوق شويد. هر وقت گاو پدربزرگتان تخم دو زرده گذاشت، آنوقت در امتحان شركت كنيد. مطمئن باشيد قبول مي شويد.
متولدين مردادماه:
داوطلب گرامي ستاره بخت شما در دسترس نمي باشد. لطفاً جهت اطلاع بيشتر با وبلاگ از ما بهترون، بخش طالع بيني و فالگيري، تماس بگيريد.
متولدين شهريور:
اشتباه نكنيم بايد رشته ي هنر باشيد، دختر يا پسر خوبم هيچ گنجي بهتر از يك تيپ عجيب و غريب و هيچ عزتي بالاتر از اينكه موهايت را دم اسبي ببندي، وجود ندارد. ناصحم گفت: «كه جز تيپ چه هنر داشت هنر؟» گفتم: اي ناصح عاقل هنري بهتر از اين فوق به چه درد مي خورد؟! مهم تيپه، كه آخرشي.
متولدين مهرماه:
متولدين مهرماه، يا پسرند يا دختر (البته يك سري موجودات ديگر را هم شامل مي شود، كه مد نظر ما نيستند)، دخترها بعد از گرفتن ليسانس در كارگاههاي قاليبافي مشغول به كار خواهند شد و پسرها اگر پشتكار داشته باشند، به شاطر خوبي تبديل مي شوند. بنابراين خانمها در رشته فرش و آقايان در رشته بسكتبال در امتحان فوق قبول خواهند شد.
متولدين آبان ماه:
تو احتمالاً يا ترانه پانزده سال داري و يا سكينه شانزده سال و يا اصغر يازده سال، پس توصيه مي شود كه هر وقت به سن قانوني رسيديد، برويد سراغ اين جور امتحانها، فعلاً شيرتان را بخوريد.
متولدين آذرماه:
ای جووونمم..... عجب اختر بختي داريد آذريها! پسرهاي متولد آذر، روز امتحان عاشق مي شوند و شكل خانه هاي سياه پاسخنامه بي شباهت به قلب (نيزه اش فراموش نشود) نخواهد بود، البته نیاز به درس خوندن ندارن چون آذریها خیلی باهوشند؛ و اما خانمها شما در واحد دانشگاهی هوشنگ آباد سفلي در يك رشته نيمه تابان پیام نور با مدرك معادل، تحت نظر دانشگاه پيام نور (البته با گواهي ISO هفت و هشت ده هزار) قبول خواهيد شد. لابد توقع داريد تحويلتان هم بگيرند. (مواظب خودت باش نابغه!)
متولدين دي ماه:
دوست عزيز متأسفانه طالعتان خيلي بد است. شما يا شش سال پشت كنكور مي مانيد يا هشت سال. اگر شش سال پشت كنكور مانديد كه حتماً دو سال ديگر هم خواهيد ماند و سال هشتم قبول مي شويد، ولي روز اعلام نتايج دچار عارضه قبلي (منظور همان قلبي است) خواهيد شد و جان به جان آفرين تسليم خواهيد كرد. با توجه به هزينه زياد كفن و دفن خواهشمنديم روي دست پدر و مادر خرج نيندازيد، ما همين جوري شما خواهر یا برادر عزیز را دكتر قبول داريم!!
متولدين بهمن ماه:
متولدين اين ماه بايد قبل از اينكه صبح زود ساعت ۱۲ از خواب بيدار شوند، توي رختخواب نرمش سنگين انجام داده، بعد 35 دقيقه خميازه بكشند (كمتر از حد اعتياد) و مجدداً بخوابند. اين كار را تا شب قبل از امتحان به مدت شش ماه انجام دهيد تا روز امتحان بدون استرس، به سئوالات پاسخ دهيد. قبولي شما را آن هم با رتبه تك رقمي تضمين مي كنيم.
متولدين اسفند:
عزيز دلم، اسفند، بدترين زمان ممكن براي به دنيا آمدن است، ـ آخه، عزيز من، ماه قحطي بود ـ چون امتحان كارشناسي ارشد در اين ماه برگزار مي شود. پسرهاي متولد اسفند، احتمالاً به واسطه ضعف در رياضی پس از چند ترم آب خنك خوردن در دانشگاه پیام نور محل، به همان مدرك ليسانس راضي مي شوند و دختر خانمها اگر كمتر سريالهاي بيمزه تلويزيون را نگاه كنند، قبولي ارشد جلوي پاي آنهاست، اگر نمي بينند به چشم پزشك مراجعه كنند.
شما جزو کدوم دسته بودید؟؟؟![]()
اگه دو تا پسر به بهشت برن .... ؟؟؟
جواب این سوالا رو کی میدونه؟
¤هرکی میدونه بگه¤
¤ چرا میگن طرف مثل بچه خوابش برده در حالیکه بچه ها هر دو ساعت یک بار از خواب بیدار میشن و گریه میکنن؟
¤ چرا وقتی باطری تلوزیون تموم میشهدکمه های اونو محکمتر فشار میدیم؟
¤ چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی از سرنگ استریل استفاده میکنن؟
¤ چرا تارزان ریش و سبیل نداشت؟
¤ چرا خلبان های کامیکازی از کلاه ایمنی استفاده می کردن؟
(توضیح مترجم: خلبانان ژاپنی در جنگ جهانی دوم٬ که هواپیمای خودشون رو به ناوهای آمریکایی میکوبیدن !)
¤ آیا میشه زیر آب گریه کرد؟
¤ چرا گوفی روی دوتا پا راه میره ولی پلوتو روی چهار دست و پا٬ مگه هردوتاشون سگ نیستن؟
¤ گاو حسن که نه شیر داره نه پستون٬ چه جوری شیرشو بردن هندستون؟
¤ اگر روغن ذرت از ذرت تهیه میشه و روغن سویا از سویا ٬ پس روغن بچه از چی تهیه میشه؟
¤ تاحالا توجه کردین که اگه تو صورت سگها فوت کنید دیوونه میشن ولی اگه با ماشین برن بیرون دوست دارن سرشونو از شیشه ماشین بیارن بیرون؟
شما سوال بی جواب ندارید؟؟؟
اگه دارید بپرسید شاید جواب گرفتین!!!
اشخاص مختلف چطور فیل شکار می کنند؟
ریاضیدان ها
ریاضیدانها به آفریقا می روند ، هر موجودی که فیل نیست کنار می گذارند و سپس یکی از آنها را که باقی مانده است می گیرند .
البته ریاضیدانهای با تجربه ، ابتدا سعی می کنند تا ثابت کنند حداقل یک فیل در آفریقا وجود دارد . آنگاه به آنجا می روند .
استادان ریاضی
با تجربه ، ابتدا ثابت می کنند حداقل یک فیل در آفریقا وجود دارد و سپس پیدا کردن و شکار آن را به عنوان تمرین برای دانشجو باقی می گذارند
مهندسان نرم افزار کامپیوتر
این دسته شکار فیل را بر
اساس اجرای الگوریتم زیر انجام می دهند :
گام 1) برو به آفریقا
گام 2) از دماغه رود نیل ( جنوبی ترین نقطه آفریقا ) شروع کن
گام 3) به سمت شمال حرکت کن و هر منطقه را از غرب به شرق بپیما .
گام 4) در هر گذر ،
الف – هر حیوانی را که می بینی شکار کن .
ب – آن را با فیل مقایسه کن .
ج – اگر با هم برابر بودند کار تمام است و گرنه برو به گام 3 .
برنامه نویسان با تجربه ، ابتدا یک فیل را در قاهره (شمال آفریقا) قرار می دهند تا مطمئن شوند که الگوریتم فوق خاتمه می یابد .
اقتصاددان ها
اقتصاددان ها فیلی را شکار نمی کنند ، زیرا اعتقاد دارند که با ایجاد بازار آزاد و دادن پول به اندازه کافی به فیلها ، خودشان ، خودشان را شکار می کنند .
سیاستمداران لیبرال
از آنجا که این دسته معتقدند که همه موجودات راست می گویند لذا اولین حیوانی را که می بینند شکار کرده و می گویند که این فیل است ! و نظر هر کسی قابل احترام است لذا اینها درست می گویند .
سیاستمداران دموکرات
ابتدا شکار کردن فیل را به رای گذاشته اگر حائز اکثریت آرا بشود آنگاه به نیرو های مردمی دستور شکار آن را می دهند !
سیاستمداران دیکتاتور
هر چه دیکتاتور بگوید همان است ! پس اولین موجودی که به شما بدهند فیل است !
سیاستمداران آمریکایی
ابتدا با استفاده از رسانه های گروهی نشان می دهند که فیل ها یا تروریست هستند یا در حال تهیه بمب هسته ایی ! سپس با متحدانشان به آفریقا لشکر کشی می کنند . پس از اشغال کامل قاره سیاه ، اعلام می کنند که هیچ فیلی اینجا نبوده است ! و اینها اشتباهات اطلاعاتی سازمانها سیا و همکارانش بوده است .
برخی دیگر از سیاستمداران
به هیچ وجه فیل را شکار نمی کنند . اما آنها فیل هایی را که شما گرفته اید بین مردمی که به آنها رای داده اند تقسیم می کنند .
روانشناسان
اینها ابتدا شما را هیپنوتیزم کرده و به شما می قبولانند که آنها فیل شکار کرده اند . پس از بیداری نیز به شما می گویند که اگر الان فیل نمی بینید یا شیزوفرنی شده اید یا دچار توهم در ضمیر ناخود آگاه خود !
وکلای حقوق
وکلا فیل شکار نمی کنند . ولی دور گله فیلها می گردند و در مورد اینکه هر کدام از فضولاتی که بر روی زمین ریخته متعلق به کدام فیل است ، بحث می کنند .
البته اگر کسی آنها را استخدام نماید می توانند بر اساس شکل و رنگ یکی از همان فضولات ثابت کنند که کل گله به موکلشان تعلق دارد .
معاونین بخش مهندسی ، تحقیق و توسعه
اینان خیلی سعی می کنند که فیلی را شکار کنند ، اما کارمندانشان به آنها اطمینان می دهند که تمام فیلهای موجود قبلا شکار شده اند .
مامورین کنترل کیفیت
اینها به فیلها کاری ندارند ، بلکه دنبال اشتباهات سایر شکارچیان می گردند.
آقا نشد! چیکار کنم؟
از بس من بچه ساده ای هستم!!!
از بس سوتی میدم!!!
از ماست که بر ماست!!!
همینو ادامه میدم! خوبه؟؟؟
خواستم یه کاری بکنم که اولش چند نفر نفهمن! هیشکی نفهمید جز اون چند نفر!!!
اصلآ نخواستم!!!
دوباره تو همین وبلاگ آپ میکنم!
خواهشآ با اسم خودت نظر بده٬ اینجوری بهتره!!!
اون وبلاگ رو هم میذارم هرکی خواست در مورد ایران بدونه بره ببینه!!!
شاید دیگه آپش نکنم!!!
اینم آدرسش:وندا
اگر کسی مرا خواست بگویید رفته باران ها را تماشا کند و اگر اصرار کرد بگویید برای دیدن طوفانها رفته است و اگر بازم سماجت کرد بگویید رفته تا دیگر بر نگردد . . . !!!