|
پت و مت یزد
|
||
واسه شما چطور؟؟؟
اگر شوهر آدم برنامه نويس باشه...
شوهر: سلام،من Log in کردم.
زن: لباسی رو که صبح بهت گفتم خريدی؟
شوهر: Bad command or File name.
زن: ولی من صبح بهت تاکيد کرده بودم
شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cancel.
زن: خوب حقوقتو چيکار کردی؟
شوهر: File in Use, Read only, Try after some Time.
زن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من.
شوهر: Sharing Violation, Access Denied.
زن: می دونی، ازدواج با تو واقعا يک تصميم اشتباه بود.
شوهر: Data Type Mismatch.
زن: تو يک موجود بدرد نخور هستی.
شوهر: By Default.
زن: پس حداقل بيا بريم بيرون يه چيزی بخوريم.
شوهر: Hard Disk Full.
زن: ببينم ميتونی بگی نقش من تو زندگی تو چيه؟
شوهر: Unknown Virus Detected.
زن: خب مادرم چی؟
شوهر: Unrecoverable Error.
زن: و رابطه تو با رئيست؟
شوهر: The only User with Write Permission.
زن: تو اصلا منو بيشتر دوست داری يا کامپيوترتو؟
شوهر: Too Many Parameters.
زن: خوب پس منم ميرم خونه بابام.
شوهر: Program Performed Illegal Operation, It will be Closed.
زن: خوب گوشاتو بازکن، من ديگه بر نميگردم!
شوهر: Close all Programs and Logout for another User.
زن: می دونی، صحبت کردن باتو فايده نداره، من رفتم.
شوهر: Its now Safe to Turn off your Computer
.
.
.
دیروز پت و مت و اوگی واسه نیک پیک رفته بودند به یکی از مناطق خوش آب و هوای یزد!(علی آباد) البته بنر هم قرار بود بیاد ولی از روز قبلش با خانوادشون رفته بودند ندوشن!
خوردنی ها با پت و مت بود و وسایل نیک پیک با اوگی!![]()
بگذریم...
جای همگی خالی خیلی خوش گذشت! فقط از بدو ورود(نه، از قبل از رفتن) تا آخرکار که داشتیم میرفتیم فقط کارمون خراب کاری و سوتی دادن بود!!!![]()
چندتا سوتي و خرابكاري وخلاصه نيك پيك ديروز اينا بود:
صبح که مت از خواب بیدار شد وخواست حاضر بشه دید گوشیش لو باطری میده!!!
البته وقتی پت اینو فهمید یه نگا به گوشی خودش انداخت دید شارژ داره! مرام گذاشت و باطری ها رو عوض کرد!
پت برای ناهار 3 نفربه اندازه 6 نفر فقط مواد جوجه کباب گرفته بود طوری که تقریبآ تمام طول روز رو داشتیم هی درست میکردیم وهی میخوردیم!![]()
نزديك يه چشمه زیر یه درخت گردو نشستیم و سخت ترین کاری که میکردیم این بود که بلند میشدیم گردو میکندیم و میخوردیم!
(جای سه نفر دیگه خالی)
مت میخواست گردو پوست کنه! میمالیدشون به درخت که پوست روش بره!(جز زخم و زار شدن دستش نتیجه دیگه ای نداشت
)
بقیه ماجرا رو تو ادامه مطلب بخونید...
درووووووووووود!
تبرييييييييييييييييييييييييييييييييييييك تبرييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييك!!!
تولد تولد تولدت مبارك...![]()
بيا شمعا رو فوت كن كه صد سال زنده باشي...![]()
4شهریور تولد مت بود!!!(این مطلب رو همون روز آماده کرده بودم ولی نشد همون روز بذارم!)
آخ يادم نبود بگم يكي از متهاي اصلي حاضر به همكاري شد!![]()
قرار بود معرفيش كنم بعد پست بذاره، كه ديگه درگيرساخت قالب و انتخاب واحد دانشگاه و كارو اينا شدم و نشد معرفي كنم!!!![]()
آقاي مت!!! پكمال بزرگ... (الانم داره دوره ابر پكمالي ميبينه!!!) داداش گل خودم! آقا علي...![]()
بله بله ... خودشه!
از امروز ظهر كه نظرداده شونصدتا ايميل و تلفن و اس ام اس و مراجعه داشتم كه اين متي كه تو وبت نظرداده همون مت خودته؟؟؟
بايد بگم آره خودشه!![]()

حالا باید یه کم از مشخصاتش بگم!
قد:178
وزن: یه کم اضافه!![]()
رنگ چشم: قهوه ای روشن
رنگ لباس:قرمز
رنگ شلوار: اکثرآ آبی
کلاه: اینم اکثرآ آبیه! بعضی وقتها هم قهوه ایه! ولی هرچی باشه اون گیمبیلیه بالاشو داره!!!![]()
مو: نداره (پت و مت کچلن!!!)
ضریب هوشی: -![]()
آی کیو: میشه با ساس(تو چسک) مقایسش کرد! (البته سه شماره از من بیشتره!
)
حافظه: 20mb (که البته اینم از من 21mb بیشتره)
قدرت تجسم و حافظه تصویری: 24*32cm
تحصیلات: تا جایی که من یادمه سیلک داشت ولی از وقتی رفته کرمون میگه داره فوق کارشناسایی میگیره!(همون ابر پکمالی)
دیگه معرفی بسه! اگه سوال دیگه ای بود میتونید از خودش بپرسید!
-مت!
-مت بیا !
-کجایی پسر بچه ها ازت سوال دارن بیا...
--اومدم...![]()
-اوه نه... تکون نخور...![]()
--چیه؟![]()
-پشت سرت...![]()
--چی؟![]()
-منظورم پشت دره!![]()
--کو پشت در چیه؟؟؟![]()
---(اینجا صدای شکستنه! شنیدید؟ عب نداره اگه صداش نیومد خودتون صداشو در بیارید!
)
-وای! مگه نگفتم تکون نخور!![]()
-- گفتی تکون نخور! نگفتی در رو نبند که...![]()
-برای بستن در تکون نخوردی؟![]()
-- نه!![]()
-(نگاه)
--ها؟
من نمیدونم باید میگفتی جای کیس کامپیوتر رو عوض کردی! اینجا هم جا بود که کیس رو گذاشتی؟؟؟ پشت در؟؟؟ حالا خواستی؟ دوس داشتی؟؟؟ حالا بخور! کور میشدی نمیذاشتیش اینجا... حالا خورد شد؟؟؟ دلم خنک شد!!!![]()
--حالا چرا وقتی من در رو باز کردم صداش نیومد؟
- ضربه گیر گذاشته بودم پشتش!
--حالا عب نداره با هم درستش میکنیم!![]()
-خوب پس تا من آچار رو میارم تو هم برو چکش رو بیار![]()
--دیوونه ای؟؟؟![]()
-چرا؟
-- ای کیو با آچار و چکش که نمیشه درستش کرد! میخوای داغونش کنی؟؟؟![]()
-نه!
-- ببین قطعات کامپیوتر خیلی حساسه باید با ملایمت باهاش برخورد کنی!!!![]()
-wow!
-- بله! من سیم میارم تو هم برو یه کم نوار چسب و چسب مایع بیار!![]()
خوب تا ما کامپیوترمون رو درست میکنیم شما هم هکر کنید و هر سوالی راجع به مت دارید بپرسید!!!
اگر هم میخواید بدونید کامپیوترمون سرانجامش چی شد ادامه مطلب رو ببینید
خیلی سادهشده نه؟؟؟
اگه تونستم خفن ترش میکنم!!!
فعلآ باید همین رو تحمل کنید!!!
راستی... تو رنگ زمینه وبلاگ موندم! به نظر شما چه رنگی کنم بهتره؟؟؟
نمیدونم این مطلب رو جایی دیدید یا نه ولی برای من یه کم جالب بود امیدوارم خوشتون بیاد!!!
گفت و گوی عامیانه از شیرین ترین بخش های فرهنگ و ادبیات ماست. متاسفانه در کشور ما به دلیل بی اعتنایی به این بخش جز به ندرت که این واژگان وارد ادبیات داستانی شده، واژه های خیابانی را در حوزه ادبیات و ژورنالیسم نمی خوانیم و نمی بینیم. در سالهای اخیر تولید«واژه ها»،«اصطلاحات»،«ضرب المثل ها» و«نام-آواها» در فرهنگ خیابانی افزایش فراوانی یافته، تا حدی که در حال تبدیل به یک زبان کامل است. متاسفانه چند اثر معتبر و ارزشمند که در این حوزه تولید شده اند مثل «کتاب کوچه» (اثر شاملو)، «فرهنگ فارسی عامیانه» (کار ابوالحسن نجفی) و... هیچکدام واژه های 20سال اخیر را پوشش نداده اند. آنچه میخوانید بخشی از واژه های تازه زبان استکه در گویش روزمره به کار میروند!
(این مطلب مال تقریبآ یک سال پیشه!!! به نظر من نویسندش یه کم مبتدی بوده ولی خوب همین که سعی خودشو کرده خوبه نه؟؟؟ البته من یه کم تغییرات توش دادم ولی اصلش رو خراب نکردم!)
لاو انداختن: رفیق شدن
تریپ(تیریپ):تیپ، فرم، این واژه غلط گویی تیپ است. مثال:«به تریپِ هم زدن»:باهم دعوا کردن. «تریپ زدن»:خوش تیپ کردن.
داشته باش:متوجه باش، توجه کن
چایی نخورده پسرخاله شد(جدیدآ شده چایی نخورده قند جیب کرد):فورآ صمیمی شد.
تهران-51:آدم دولتی. کارمند دولت. آدم حکومتی.
نمره شهرستان: دهاتی، جوات
جوات:پیکان
جوات مخفی:پژو آر-دی.
مال دوره گروهبان یکیِ هیتلره:قدیمیه، به پیرمردهای مسن هم گفته میشود
حال پخش کردن:وقتی کسی وارد جمعی میشود و به همه لطف میکند میگویند "حال پخش کرد"
ملی شد:همه در جریان قرار گرفتند. موضوعی اشکار شد.
فرا جناحیه:کسی که با همه رفیق است. این عبارت از فضای سیاسی وارد گویش عامیانه شده است.
مرام بازی:معرفت داشتن. بامرام:کسی که با معرفت است.
اند مرام بازی:نهایت با معرفت بودن. نهایت خوبی و صفا.
رفت رو آنتن:همه در جریان قرار گرفتند. چیزی که قرار بود به گوش کسی نرسد پخش شد و همه در جریان قرار گرفتند.
رسیده به خط تعارف:وقتی سیگار به انتها می رسد می گویند.
تیغی زدن:شرط بندی کردن
ارائه دادن:ضایع کردن. خراب کردن. به طعنه گفته میشود
آدم تو آفتابه پپسی خوره خیط نشه:وقتی کسی خیط میشود میگویند.
لایی کشیدن:اینو دیگه اصلآ لازم نیست بگم٬ ماشالا همه استاد این کارن!!!
خفن:باحال، خیلی جالب، خیلی خوب.
اوبس:خیلی خوب، خیلی جالب، توپِ توپ «اوبسِ اوبسه»
جان کوچولو:به آدم های خیلی درشت هیکل میگویند.
درخت:خیلی قد بلند، دراز قد. ما میگیم تیر بسکت
آرنولد فشرده(آرنولد ام پی تری):به آدم های ریزه میزه ای که زیبایی اندام کار می کنند، آدم ریزه هیکلی که تیپ ورزشکارهای زیبایی اندام را میگیرد.
اصغر آرنولد اینا:به کسی که زیاد قپی می آید و خودش را زورمند نشان میدهد میگویند.
پوز زدن:رو کم کردن
پوز زنی:رو کم کنی
فکش خورد زمین:حالش گرفته شد، روش کم شد
رفیق دنگ(رفیق فاب):دوستان بسیار صمیمی.
بخواب تو جوب بابا!:بشین سر جات، ساکت باش، شلوغ نکن
بخواب تو جوب، ماهی شو برو:سرو صدا نکن، ساکت باش، حرف زیادی نزن، کمی با ملایمت و نرمی همراه است.
البته من فکر میکنم اکثر این اصطلاحات حالا دیگه خیلی استفاده نمیشه و یه کم پیشرفت کرده!
مثلآ کلماتی مثل:
خزوخیل:جوات، تابلو، ضایع.
فر خورد:کف کرد، پوزش خورد.
بیشتر استفاده میشه! شما میتونید این لغت معنی خیابونی رو کامل کنید؟؟؟ اگه نمیتونید لااقل سعی خودتونو بکنید و چندتا اصطلاح بگید!
میخواستم یه مطلب دیگه بذارم ولی با دیدن نظر مهرآوه(که باید به خطر اینکه مرتب بهم سر میزنه و تنهام نمیذاره ازش تشکر کنم!) تصمیم گرفتم چندتا نقاشی بذارم!!!
نقاشی ها کار یکی از دوستای نتیمه!!!


با تشکر از نرگس جان!