تبليغاتX
پت و مت یزد
 
پت و مت یزد
 
 
 

درووووووود!!!
چند تا نکته!!!:

مت رفته کرمان و فعلآ نیست که آپ کنه!!!

منم که طبق معمول بیزینم و نمیرسم آپ کنم!!!

از همه بابت تاخیر در به روز رسانی وبلاگ پوزش می خواهم!!!

حالا هم دوباره یه مطلب قدیمی گذاشتم که حالشو ببرین!!!

 

 

سوالات ۴ جوابی سهمیه بندی بنزین:

1-چرا در دولت نهم بنزین گران شد؟

الف) چون به شما هیچ ربطی ندارد

ب)چون رییس جمهور مردمی(رجایی ثانی) نخبه است

ج) چون دوستان و دور و بری های آقای رییس جمهور همه نخبه هستند

د) چرا شما همیشه دنبال نقطه ضعف رییس جمهور مردمی هستید ؟

2-چرا بنزین الان سهمیه بندی شد ؟

الف)چون آمریكای جنایت كار بنزین رو تحریم كرده

ب) چون اندیشه های احمدی نژاد رجعتی به اندیشه های سال های جنگ است

ج) چون می خواستیم خوار مادر ملت رو مورد عنایت قرار بدیم

د) چون بودجه جنگ حماس و فتح رو به افزایشه !

3-مهمترین كار دولت در زمان اختشاش های جزئی و رشد بی سابقه تورم در بخش های مسكن، مواد غذایی و كلیه كالاهای سبد خانوار ، خودرو .... و ..... و .... است .

الف) فلسطین،هلوكاست،كاپشن احمدی نژاد

ب) چاوز، ونزوئلا،‌مخالفت با اعطای نشان شوالیه به سلمان رشدی

ج) سخنرانی های آتشین رییس جمهور در شهرستان ها، انفجار حرمین عسگریین ،ترویج ازدواج موقت

د) فتح،حماس،حزب الله لبنان

4-چرا ملت با آغاز سهمیه بندی بنزین پمپ بنزین ها را آتش زدند ؟

الف) چون زورشان به اصل كاری نمی رسد

ب) اگر جامعه را مثل بدن فرض كنیم(نظریه اندام وارگی ) وقتی معده و روده زیاد كار كنند و یكی بخواهد بریند باید بالاخره از یك جایی بیرون بزند

ج) چون ملت دیوانه هستند

د) اصلا مگه خبری شده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

5-گزارش های رسیده حاكی از آن است كه یك فروشگاه شهروند در نخستین شب سهمیه بندی به باد فلاكت رفت، این چه ربطی به سهمیه بندی بنزین داشت ؟

الف) هیچ ربطی

ب)خیلی ربط داشت

ج) به شما چه ؟

د) چون خدا خواست

6-ملت بد بخت بیچاره ،كه نصفشون صبح تا ساعت 2 تو اداره هستند، ساعت 2 تا ساعت 7 میرن یه جای دیگه كار كنن، ساعت 7 میان میرن تا ساعت 12 شب مسافر كشی تا خرج دانشگاه‌ازاد بچه هاشونو بدن با سهمیه بندی بنزین چه كار باید بكنند ؟

الف) به دولت چه ؟ خدا روزی رسانه !

ب) دعا بخوانند

ج) بروند تقاضا نامه پر كنند تا اواسط سال 1400 بهشون جیره اضافی داده خواهد شد !

د) كلی هزینه كردیم بهشت زهرا ساختیم برای چی ؟

7-چرا در آغاز سهمیه بندی بنزین ملت ریختن تو پمپ بنزین دولت بزن و برقص كردند ؟

الف) چون بی ناموسن

ب) چون تهاجم فرهنگی هست

ج) چون خواستن حواس كارگرای پمپ بنزین رو پرت كنن یواشكی شوهر هاشون بنزین بزنن

د) تقصیر استكبار جهانی بود

8-بنزین با چه هدفی سهمیه بندی شد ؟

الف) سیاسی كاری جبهه های دوم خرداد

ب) گرفتن دلارهای كثیف از استكبار جهانی

ج) مبارزه با قاچاق سوخت توسط مردم عادی

د) افزایش قاچاق سوخت توسط افراد غیر عادی

9-چرا ما باید بنزین رو با نرخ تمام شده به ملتمون ارایه كنیم ؟

الف) چون ما تو همه ابعاد اقتصادیمون لیبرالیم، این یه بخش مونده بود فقط

ب) چون ملت خیلی خوش به حالشون شده ممكنه خوشی بزنه زیر دلشون

ج) چون ما یكی از بزرگترین دارندگان انرژی در جهانیم

د) اصلا به شما چه ؟ دولت خودش نخبه ست !

10-چرا ایران بعد از این همه سال با این همه ذخائر نفت و گاز و پالایشگاه و كوفت و زهر مار هنوز بنزین برای مصرف داخلی وارد می كنه ؟

الف) چون باید بمب هسته ای بسازه

ب) نه ... كی گفته ما میخوایم نیروگاه بسازیم

ج) چون انرژی هسته ای حق مسلم ماست

د) چون سرمون گرم غنی سازی اورانیوم بود، وقط نكردیم بنزین درست كنیم

11-چرا بنزین سهمیه بندی شد ؟ و این طرح اساسا چه ربطی به سیستم حمل و نقل داره ؟

الف ) به ملت چه ربطی داره ؟ - این همه اتوبوس كولر داره مفتی داریم ملت برن سوار بشن

ب) به ملت چه ربطی داره ؟ - قیمت بلیط مترو افزایش یافته

ج) به ملت چه ربطی داره ؟ - كاهش سفر های درون شهری

د) به ملت چه ربطی داره ؟- دولت دوستار ملته می خواد ملت پیاده روی كنن براشون خوبه !

متن زیر را بخوانید و سپس به سوالات زیر پاسخ دهید :

از ساعت های ابتدایی بامداد روز ششم تیرماه سال جاری بنزین به طور ناگهانی در تمام ایران سهمیه بندی شد . تمامی مردم و خبرگزاری ها و خبرنگاران و دوربین موبایل ها با دو چشم های خود دیدند كه در شب اول حد اقل 12 پمپ بنزین در سطح تهران به طور كامل تخریب شد ! یك فروشگاه شهروند غارت شد و مردم شعارهای عجیب و غریبی سر دادند ملت در بعضی نقاط می گفتند : " مرگ بر شاه--- مرگ بر شاه --- مرگ بر شاه ---"

هداد آدل رعیس مجلس شورای اصلامی در پی سهمیه بندی بزنین فردا صبح در گفطگویی با خبرگزاری فارث گفت :" .... من امروز سبح از خانه آمدم، خیابان ها خیلی خلوت بود ! دی شب هم هیچ خبری نبود ! امروز هم هیچ خبری نبود، امشب هم هیچ خبری نخواهد بود ، فردا شب هم هیچ خبری نیست !

وی همچنین در خصوص سوال یكی از خبرنگاران مبنی بر اینكه چرا اتلاع رسانی نشد ؟ گفت : " فكر نمی كنید اگر اطلاع رسانی می شد مثل سری قبل می شد ؟ "

سوالات :

13- در متن چند غلط املایی وجود داشت ؟

الف) یك غلط

ب) چهار غلط

ج) پنج غلط

د) هر چی رییس مجلس بگه !

14 - چرا بنزین به طور نا گهانی سهمیه بندی شد ؟

الف) ملت ایران نمی دوسنتن اینجوری كردن، اگر می فهمیدن كه كل چاه های نفت رو آتیش میزدن

ب) ملت ایران جنبه ندارن

ج) چون این پیشنهاد رییس جمهور نخبه بود به عقل هیچكس نمی رسید

د) این اطلاع رسانی كه گفتی یعنی چه ؟

15- ملت گفتند خیلی خبر بود، مجلس گفت اصلا خبر نبود ! كدام راست گفتند ؟

الف) هر چی آقا بگه

ب) خدا صاحبش رو برسونه

ج) ملت حالیشون نیست

د) آقا گیر نده دیگه

چرا مردم بعد از حدود سه دهه گفتند مرگ بر شاه ؟

الف) چون ملت چت زدند

ب) چون حواسشون نبود

ج) چون فكر كردند شاه برگشته

د) ملت ایران هر وقت بخواهند بگویند غلط كردیم می گویند مرگ بر شاه

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 13:55  توسط پت  | 
از اونجایی که من رشته کامپیوترم این مطلب قدیمی برام جالب بود!

واسه شما چطور؟؟؟

 

 

اگر شوهر آدم برنامه نويس باشه...

شوهر: سلام،من Log in کردم.

زن: لباسی رو که صبح بهت گفتم خريدی؟

شوهر: Bad command or File name.

زن: ولی من صبح بهت تاکيد کرده بودم

شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cancel.

زن: خوب حقوقتو چيکار کردی؟

شوهر: File in Use, Read only, Try after some Time.

زن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من.

شوهر: Sharing Violation, Access Denied.

زن: می دونی، ازدواج با تو واقعا يک تصميم اشتباه بود.

شوهر: Data Type Mismatch.

زن: تو يک موجود بدرد نخور هستی.

شوهر: By Default.

زن: پس حداقل بيا بريم بيرون يه چيزی بخوريم.

شوهر: Hard Disk Full.

زن: ببينم ميتونی بگی نقش من تو زندگی تو چيه؟

شوهر: Unknown Virus Detected.

زن: خب مادرم چی؟

شوهر: Unrecoverable Error.

زن: و رابطه تو با رئيست؟

شوهر: The only User with Write Permission.

زن: تو اصلا منو بيشتر دوست داری يا کامپيوترتو؟

شوهر: Too Many Parameters.

زن: خوب پس منم ميرم خونه بابام.

شوهر: Program Performed Illegal Operation, It will be Closed.

زن: خوب گوشاتو بازکن، من ديگه بر نميگردم!

شوهر: Close all Programs and Logout for another User.

زن: می دونی، صحبت کردن باتو فايده نداره، من رفتم.

شوهر: Its now Safe to Turn off your Computer

.
.
.

 


 |+| نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 9:7  توسط پت  | 

 

میدونم عمل به ۲۰ مورد مطلب قبلم یه کم سخته٬ ولی برای مطلب بعدی یه سری راه دیگه میگم که راحت تره  فعلآ این مطلب رو بخونید یه کم بخندین !!!

سه آمريکايي و سه ايراني (حکايت ابتکارات ايراني‌ها)

 اين داستان طنز زيبا که نشان از کمال هوشمندي و ابتکار و خلاقيت و نبوغ هموطنان ايراني بخصوص در مورد استفاده از وسايل حمل و نقل عمومي دارد،

 
اين داستان توسط شهرزاد ساماني ترجمه شده است. سه نفر آمريکايي و سه نفر ايراني با همديگر براي شرکت در يک کنفرانس مي رفتند. در ايستگاه قطار سه آمريکايي هر کدام يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که ايراني ها سه نفرشان يک بليط خريده اند. يکي از آمريکايي ها گفت: چطور است که شما سه نفري با يک بليط مسافرت مي کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهيم. همه سوار قطار شدند. آمريکايي ها روي صندلي هاي تعيين شده نشستند، اما ايراني ها سه نفري رفتند توي يک توالت و در را روي خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بليط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بليط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لاي در يک بليط آمد بيرون، مامور قطار آن بليط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمريکايي ها که اين را ديدند، به اين نتيجه رسيدند که چقدر ابتکار هوشمندانه اي بوده است. بعد از کنفرانس آمريکايي ها تصميم گرفتند در بازگشت همان کار ايراني ها را انجام دهند تا از اين طريق مقداري پول هم براي خودشان پس انداز کنند. وقتي به ايستگاه رسيدند، سه نفر آمريکايي يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که آن سه ايراني هيچ بليطي نخريدند. يکي از آمريکايي ها پرسيد: چطور مي خواهيد بدون بليط سفر کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم. سه آمريکايي و سه ايراني سوار قطار شدند، سه آمريکايي رفتند توي يک توالت و سه ايراني هم رفتند توي توالت بغلي آمريکايي ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار يکي از ايراني ها از توالت بيرون آمد و رفت جلوي توالت آمريکايي ها و گفت: بليط، لطفا !!!

 |+| نوشته شده در  جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 10:2  توسط پت  | 

حالا گیرم که دانشجو شدید !!! که چی؟؟؟ چی شد حالا؟؟؟ (ولی خدایی دوران دانشجویی هم واسه خودش دورانیه ها !)

یه وقت فکر نکنید فقط تو ایران بچه ها دانشجو میشنا نه! کشورای دیگه هم دانشجو دارن٬ دانشجوهای اونا هم واسه خودشون دوران دارن٬ ولی سبکش یه کم فرق میکنه!!! هر کدومشون برای دانشگاه رفتن یه سری دلیل دارن! تو دوران دانشجویی شون هم خیلی کارا میکنن!!! (ولی ما پیشرفته تریم٬ انرژی هسته ای هم حق مسلم ماست...٬ سلطان قلبها...٬ فلان رنگته...٬ توپ تانک ...) ببخشید جو گیر شدم!!!

ژاپن: به شدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!

مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!

هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه واکشنی(action) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!

عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!

چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!

اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید!

گینه بی صاحاب!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!

کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!

پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!

اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!

انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!

ایران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! (فهمیدین به منم بگین) او چت می کند! خیابان متر می کند، ودر یک کلام عشق و حال می کند! همه کار می کند جز اینکه درس بخواند نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است! از من می شنوین بی خیال دانشگاه بشین بهتره (تفریحات بهتر و کم دردسرتر هست)خود دانید
پ.ن بازم انرژی هسته ای حق مسلم ماست!!!

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 15:14  توسط پت  | 

یك زن چيزي جز شوهرش نمي خواهد ولي وقتي كه به او رسيد همه چيز مي‌خواهد


زنان به خوبي مردان ميتوانند اسرار را حفظ كنند ولي به يكديگر مي‌گويند تا در حفظ آن شريك باشند


زنها مثل ماهي هستند. بدست آوردن آنها آسان و نگهداشتن آنها مشكل است


اختلاف زن و مرد در اين است كه مردان هميشه آينده را مي‌نگرنند و زنان گذشته را بخاطر مي‌آورند


  زبان زن به منزله شمشير اوست. هميشه آن را بكار مي‌برند تا زنگ نزند


 چنين است طبيعت زن: دوستت ندارد تا دوستش داري و چو دوستش نداري دوستت دارد


  زن گردنبند است. دقت كن چه چيزي را به گردن مي‌آويزی


مردان آفريننده كارهاي بزرگند و زنان بوجود آورنده مردان


زنها هرگز نمي‌گويند ترا دوست دارم ولي وقتي از تو پرسيدند مرا دوست داري بدان كه درون آنها جاي گرفته‌ای


نه گفتن زن به معني پاسخ منفي نيست


 زنان اميال خود را بهتر از مردان پنهان مي‌كنند. اما مردان بهتر از زنان اميال خود را كنترل مي‌كنند


به قول قديمي‌ها : زن بلاست ولي هيچ خونه‌اي بي بلا نباشه


زن گله، هر كي ندونه خله


 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 16:7  توسط پت  | 

خوب حالا جدا از طالع و سرنوشت هرکس یه سری دلایل دیگه هم وجود داره که ملت کنکور قبول نمیشن!!!

من کلی تحقیق و بررسی کردم و به یه سری آمار دست یافتم که نشون میده اگر داوطلبی در کنکور پذیرفته نشد ، هیچ تقصیری متوجه او نیست چرا؟؟؟

چون که سال فقط 365 روز دارد در حالیکه . . .

1 – در سال ، 52 جمعه داریم و میدانید جمعه ها فقط برای استراحت است. به این ترتیب 313 روز می ماند.

2 – حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستانی است و چون هوا گرم است مطالعه دقیق برای یک فرد نرمال مشکل است. بنابراین 263 روز دیگر ، باقی می ماند.

3 – در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا 122 روز میشود. بنابراین 141 روز باقی می ماند.

4 – اما سلامتی جسم و روح ، روزانه یک ساعت تفریح را می طلبد که جمعا 15 روز میشود. پس 126 روز باقی می ماند.

5 – طبیعتا دو ساعت در روز برای خوردن غذا اعم از صبحانه، نهار و شام لازم است که در کل 30 روز میشود. پس 96 روز دیگر باقیست.

6 – یک ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی با دیگران و البته پشتیبان ضروری است. چرا که انسان موجودی است اجتماعی ، و این خود 15 روز از کل سال است. بنابراین 81 روز از سال باقی می ماند.

7 – روزهای امتحان دست کم 45 روز از سال را به خود اختصاص میدهد و نظر به حجم بالای درس ها و خستگی ناشی از امتحان، 36 روز دیگر باقی می ماند.

8 – تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف که دست کم 30 روز در سال است. مگر میتوان در این اعیاد وقت را به مطالعه گذراند؟ پس 6 روز باقیست.

9 – در سال حداقل 3 روز به بیماری طی میشود و 3 روز دیگر باقی می ماند.

10 – سینما رفتن و سایر امور شخصی هم لااقل دو روز از سال را در بر میگیرد پس فقط یک روز دیگر باقیست.

11 – یک روز باقیمانده همان روز تولد شماست، چگونه میتوان در آن روز بخصوص درس خواند !!!

پس یک داوطلب نرمال (!) نمی تواند امیدی برای قبولی در دانشگاه داشته باشد !!!

پس:

 اونایی که کنکور دارن استرس نداشته باشن!

اونایی هم که سالها پشت کنکور موندن هم از خودشون نا امید نشن٬ تقصیر اونا نیست!!

اونایی هم که کنکور قبول شدن زیاد خوشحال نباشن چون هیچی رو ثابت نکردن بجز اینکه نرمال نیستن!!!

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 16:18  توسط پت  | 

درود بر همه!

چون داریم به کنکور بچه های دبیرستان نزدیک میشیم یه مطلب گذاشتم که یه کم شارژ بشن و روحیه بگیرن و با امیدواری تمام به درس خوندنشون ادامه بدن!!!

و اما...

ستاره بخت و اقبال شما در سال جدید!!!


متولدين فروردين ماه:

دختر يا پسر فرقي نمي كند، شما بايد بدانيد چون در ماه اول سال به دنيا آمده ايد و كنكور ارشد در ماه آخر سال (اسفند) برگزار مي شود، روز امتحان دير از خواب بيدار مي شويد، بعد در ترافيك گير مي كنيد و احتمالاً از كوچه كه رد مي شويد زني با يك سطل آب كف از شما استقبال خواهد كرد (به عبارتي بدرقه) از تمام اين مخاطرات كه بگذريد، جلوي حوزه امتحاني متوجه گم شدن كارت ورود به جلسه تان مي شويد بنابراين توصيه مي شود بيخود دنبال دردسر نرويد و از هرگونه تلاشي براي رسيدن به مقاطع بالاتر دانشگاهي خودداري كنيد!


متولدين ارديبهشت ماه:

اول، قدم نورسيده را به مامان و بابا تبريك مي گوييم. تو اگر دختر باشي، اسمت يا رکسانا است يا مرسده و اگر پسر باشي اسمت يا هوخشتره است يا جغتای (البته گوسفندان اسمهاي ديگري هم دارند)، متولدين اين ماه خيلي بي جنبه اند، آخر لزومي ندارد به بقالي سر كوچه تان پز بدهي كه بعد از يازده سال فوق قبول شده اي، خبر قبولي را احتمالاً در مراسم خاكسپاري يكي از بستگان مي شنوي و چنان قهقهه اي ميزني كه گوركن با بيل و صاحب عزا با دسته بيل به دنبالتان خواهند دويد.


متولدين خردادماه:

همانطور كه از اسم ماه تولدتان پيداست، دچار درس خواندن افراطي از نوع طالباني مي باشيد (همان خرخوان خودمان) دخترهاي خردادي يك روز قبل از كنكور ارشد برايشان خواستگاري پيدا مي شود (آنهم كچل پلاك ليزري نمره قبرس)، پس بهتر است كه دنبال بختشان بروند و فرصت را به پسرهاي خردادي بدهند (كه براي پنجمين بار امتحان مي دهند).


متولدين تيرماه:

يك خبر خوش به شما خواهد رسيد. لطفاً جنبه داشته باشيد، هيچ ربطي به كنكور ارشد ندارد چون هنوز چند ماهي تا امتحان باقي مانده، احتمالاً خبر دوقلو زاييدن گاو پدربزرگتان مي باشد يا تصويب طرح افزايش وامهاي دانشجويي. فعلاً بهتر است بي خيال فوق شويد. هر وقت گاو پدربزرگتان تخم دو زرده گذاشت، آنوقت در امتحان شركت كنيد. مطمئن باشيد قبول مي شويد.


متولدين مردادماه:

داوطلب گرامي ستاره بخت شما در دسترس نمي باشد. لطفاً جهت اطلاع بيشتر با وبلاگ از ما بهترون، بخش طالع بيني و فالگيري، تماس بگيريد.


متولدين شهريور:

اشتباه نكنيم بايد رشته ي هنر باشيد، دختر يا پسر خوبم هيچ گنجي بهتر از يك تيپ عجيب و غريب و هيچ عزتي بالاتر از اينكه موهايت را دم اسبي ببندي، وجود ندارد. ناصحم گفت: «كه جز تيپ چه هنر داشت هنر؟» گفتم: اي ناصح عاقل هنري بهتر از اين فوق به چه درد مي خورد؟! مهم تيپه، كه آخرشي.


متولدين مهرماه:

متولدين مهرماه، يا پسرند يا دختر (البته يك سري موجودات ديگر را هم شامل مي شود، كه مد نظر ما نيستند)، دخترها بعد از گرفتن ليسانس در كارگاههاي قاليبافي مشغول به كار خواهند شد و پسرها اگر پشتكار داشته باشند، به شاطر خوبي تبديل مي شوند. بنابراين خانمها در رشته فرش و آقايان در رشته بسكتبال در امتحان فوق قبول خواهند شد.


متولدين آبان ماه:

تو احتمالاً يا ترانه پانزده سال داري و يا سكينه شانزده سال و يا اصغر يازده سال، پس توصيه مي شود كه هر وقت به سن قانوني رسيديد، برويد سراغ اين جور امتحانها، فعلاً شيرتان را بخوريد.


متولدين آذرماه:

ای جووونمم..... عجب اختر بختي داريد آذريها! پسرهاي متولد آذر، روز امتحان عاشق مي شوند و شكل خانه هاي سياه پاسخنامه بي شباهت به قلب (نيزه اش فراموش نشود) نخواهد بود، البته نیاز به درس خوندن ندارن چون آذریها خیلی باهوشند؛ و اما خانمها شما در واحد دانشگاهی هوشنگ آباد سفلي در يك رشته نيمه تابان پیام نور با مدرك معادل، تحت نظر دانشگاه پيام نور (البته با گواهي ISO هفت و هشت ده هزار) قبول خواهيد شد. لابد توقع داريد تحويلتان هم بگيرند. (مواظب خودت باش نابغه!)


متولدين دي ماه:

دوست عزيز متأسفانه طالعتان خيلي بد است. شما يا شش سال پشت كنكور مي مانيد يا هشت سال. اگر شش سال پشت كنكور مانديد كه حتماً دو سال ديگر هم خواهيد ماند و سال هشتم قبول مي شويد، ولي روز اعلام نتايج دچار عارضه قبلي (منظور همان قلبي است) خواهيد شد و جان به جان آفرين تسليم خواهيد كرد. با توجه به هزينه زياد كفن و دفن خواهشمنديم روي دست پدر و مادر خرج نيندازيد، ما همين جوري شما خواهر یا برادر عزیز را دكتر قبول داريم!!


متولدين بهمن ماه:

متولدين اين ماه بايد قبل از اينكه صبح زود ساعت ۱۲ از خواب بيدار شوند، توي رختخواب نرمش سنگين انجام داده، بعد 35 دقيقه خميازه بكشند (كمتر از حد اعتياد) و مجدداً بخوابند. اين كار را تا شب قبل از امتحان به مدت شش ماه انجام دهيد تا روز امتحان بدون استرس، به سئوالات پاسخ دهيد. قبولي شما را آن هم با رتبه تك رقمي تضمين مي كنيم.


متولدين اسفند:

عزيز دلم، اسفند، بدترين زمان ممكن براي به دنيا آمدن است، ـ آخه، عزيز من، ماه قحطي بود ـ چون امتحان كارشناسي ارشد در اين ماه برگزار مي شود. پسرهاي متولد اسفند، احتمالاً به واسطه ضعف در رياضی پس از چند ترم آب خنك خوردن در دانشگاه پیام نور محل، به همان مدرك ليسانس راضي مي شوند و دختر خانمها اگر كمتر سريالهاي بيمزه تلويزيون را نگاه كنند، قبولي ارشد جلوي پاي آنهاست، اگر نمي بينند به چشم پزشك مراجعه كنند.

شما جزو کدوم دسته بودید؟؟؟

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 17:51  توسط پت  | 

جواب این سوالا رو کی میدونه؟

¤هرکی میدونه بگه¤


¤ چرا میگن طرف مثل بچه خوابش برده در حالیکه بچه ها هر دو ساعت یک بار از خواب بیدار میشن و گریه میکنن؟

¤ چرا وقتی باطری تلوزیون تموم میشهدکمه های اونو محکمتر فشار میدیم؟

¤ چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی از سرنگ استریل استفاده میکنن؟

¤ چرا تارزان ریش و سبیل نداشت؟

¤ چرا خلبان های کامیکازی از کلاه ایمنی استفاده می کردن؟
(توضیح مترجم: خلبانان ژاپنی در جنگ جهانی دوم٬ که هواپیمای خودشون رو به ناوهای آمریکایی میکوبیدن !)

¤ آیا میشه زیر آب گریه کرد؟

¤ چرا گوفی روی دوتا پا راه میره ولی پلوتو روی چهار دست و پا٬ مگه هردوتاشون سگ نیستن؟

¤ گاو حسن که نه شیر داره نه پستون٬ چه جوری شیرشو بردن هندستون؟

¤ اگر روغن ذرت از ذرت تهیه میشه و روغن سویا از سویا ٬ پس روغن بچه از چی تهیه میشه؟

¤ تاحالا توجه کردین که اگه تو صورت سگها فوت کنید دیوونه میشن ولی اگه با ماشین برن بیرون دوست دارن سرشونو از شیشه ماشین بیارن بیرون؟


شما سوال بی جواب ندارید؟؟؟

اگه دارید بپرسید شاید جواب گرفتین!!!

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 14:47  توسط پت  | 

اشخاص مختلف چطور فیل شکار می کنند؟

ریاضیدان ها
ریاضیدانها به آفریقا می روند ، هر موجودی که فیل نیست کنار می گذارند و سپس یکی از آنها را که باقی مانده است می گیرند .
البته ریاضیدانهای با تجربه ، ابتدا سعی می کنند تا ثابت کنند حداقل یک فیل در آفریقا وجود دارد . آنگاه به آنجا می روند .
استادان ریاضی 
 با تجربه ، ابتدا ثابت می کنند حداقل یک فیل در آفریقا وجود دارد و سپس پیدا کردن و شکار آن را به عنوان تمرین برای دانشجو باقی می گذارند

مهندسان نرم افزار کامپیوتر
این دسته شکار فیل را بر
اساس اجرای الگوریتم زیر انجام می دهند :
گام 1) برو به آفریقا
گام 2) از دماغه رود نیل ( جنوبی ترین نقطه آفریقا ) شروع کن
گام 3) به سمت شمال حرکت کن و هر منطقه را از غرب به شرق بپیما .
گام 4) در هر گذر ،
الف – هر حیوانی را که می بینی شکار کن .
ب – آن را با فیل مقایسه کن .
ج – اگر با هم برابر بودند کار تمام است و گرنه برو به گام 3 .
برنامه نویسان با تجربه ، ابتدا یک فیل را در قاهره (شمال آفریقا) قرار می دهند تا مطمئن شوند که الگوریتم فوق خاتمه می یابد .

اقتصاددان ها
اقتصاددان ها فیلی را شکار نمی کنند ، زیرا اعتقاد دارند که با ایجاد بازار آزاد و دادن پول به اندازه کافی به فیلها ، خودشان ، خودشان را شکار می کنند .

سیاستمداران لیبرال
از آنجا که این دسته معتقدند که همه موجودات راست می گویند لذا اولین حیوانی را که می بینند شکار کرده و می گویند که این فیل است ! و نظر هر کسی قابل احترام است لذا اینها درست می گویند .

سیاستمداران دموکرات
ابتدا شکار کردن فیل را به رای گذاشته اگر حائز اکثریت آرا بشود آنگاه به نیرو های مردمی دستور شکار آن را می دهند !

سیاستمداران دیکتاتور
هر چه دیکتاتور بگوید همان است ! پس اولین موجودی که به شما بدهند فیل است !

سیاستمداران آمریکایی
ابتدا با استفاده از رسانه های گروهی نشان می دهند که فیل ها یا تروریست هستند یا در حال تهیه بمب هسته ایی ! سپس با متحدانشان به آفریقا لشکر کشی می کنند . پس از اشغال کامل قاره سیاه ، اعلام می کنند که هیچ فیلی اینجا نبوده است ! و اینها اشتباهات اطلاعاتی سازمانها سیا و همکارانش بوده است .

برخی دیگر از سیاستمداران
به هیچ وجه فیل را شکار نمی کنند . اما آنها فیل هایی را که شما گرفته اید بین مردمی که به آنها رای داده اند تقسیم می کنند .

روانشناسان
اینها ابتدا شما را هیپنوتیزم کرده و به شما می قبولانند که آنها فیل شکار کرده اند . پس از بیداری نیز به شما می گویند که اگر الان فیل نمی بینید یا شیزوفرنی شده اید یا دچار توهم در ضمیر ناخود آگاه خود !

وکلای حقوق
وکلا فیل شکار نمی کنند . ولی دور گله فیلها می گردند و در مورد اینکه هر کدام از فضولاتی که بر روی زمین ریخته متعلق به کدام فیل است ، بحث می کنند .
البته اگر کسی آنها را استخدام نماید می توانند بر اساس شکل و رنگ یکی از همان فضولات ثابت کنند که کل گله به موکلشان تعلق دارد .

معاونین بخش مهندسی ، تحقیق و توسعه
اینان خیلی سعی می کنند که فیلی را شکار کنند ، اما کارمندانشان به آنها اطمینان می دهند که تمام فیلهای موجود قبلا شکار شده اند .

مامورین کنترل کیفیت
اینها به فیلها کاری ندارند ، بلکه دنبال اشتباهات سایر شکارچیان می گردند.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 3:6  توسط پت  | 
سلام!

توی تلوزیون ایران تو این چند وقته خیلی سوتی دیده شده که همه میدونید!!!

اونایی که نمیدونن بخونن

  1. یکی دو هفته پیش این پسره (امیرمحمد) به عمو پورنگ گفته بذار یه ماچ از لبات بگیرم و پورنگ هم سرخابی شده!
  2. توی اخبار سراسری بود که آقای بابان همراه همکار خانومش می‌خواست خداحافظی کنه گفت: به همراه خانمم از شما خداحافظی می کنم!
  3. برنامه‌ی صبح ایرانی رادیو سراسری که از ساعت ۶ و خورده ای صبح شروع میشه یک مجری خانم داره به اسم قلع ریز یا مشابه اون که یه روز، گفتند: یک خبر جالب می‌خوام براتون بخونم، تو اینترنت می‌گشتم (!) این خبر رو دیدم که نوشته یک پیرمرد به مدت ۵۰ سال بالای درخت زندگی کرده و بعد فرمودند که: شوخی نیست، طرف ۵ قرن بالای درخت بوده
  4. يه تبلیغی جدیدا تو تلویزیون نشون میده که ظاهرا مال یک شرکت آموزش کنکور به اسم " تست قرمز " هست ... خلاصه یه پسره رو نشون میده که کتابای اینا رو می خونه بعد میره سر جلسه با خیال راحت تست میزنه ...فقط یه نکته ای هست ... این پسره سر جلسه کنکور فقط یه پاسخ نامه دستشه ... هیچ پرسش نامه ای وجود نداره ...!
  5. یکی از برنامه های زنده شبانه چند سال قبل بود که تو شبکه تهران پخش می شد و احمدزاده و حسینی مجریاش بودن. خسرو شایگان (دوبلور) تلفنی باهاشون تماس گرفته بود و اینا هم گیر داده بودن که یه آهنگی رو که معمولا زمزمه می‌کنی بخون. هرچی این بنده خدا می گفت الآن چیزی یادم نیست ول کن نبودن که یه دفعه شروع کرد به خوندن : مرا ببوس ...! مرا ببوس ... اون دو تا هم که دستپاچه شده بودن فورا گفتن به به چه صدای خوبی! حالا می‌رسیم سر سوال بعد و هر جور بود نذاشتن بقیشو بخونه.
  6. یه بار گوینده اخبار ساعت ۲ می‌خواست بگه وفات پدر آقای احمدی نژاد گفت: شهادت پدر آقای احمدی نژاد که سریع درست کرد. ولی معلوم بود اعصابش خرد شده و چند تا اشتباه دیگه هم کرد.
  7.  5 شنبه ای که بازی پرسپولیس - ابومسلم بود بین دو نیمه زنگ زدن به فنایی برای مسایل داوری و اینا فنایی گفت : قبل از هر چیز اجازه بدین فرارسیدن ماه محرم رو خدمت شما و بینندگان تبریک عرض کنم !!
  8. بقیه سوتی ها به دلیل مشکلات بهداشتی حذف شدند
 |+| نوشته شده در  شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 18:0  توسط پت  | 

 

خانوم ها! عجیب ترین موجودات روی زمین
 

اگر او را ببوسيد ، شما يك آقا نيستيد

اگر او را بنويسيد ، اصلاً مرد نيستيد

اگر از او تعريف كنيد ، او فكر مي كند دروغ مي گوئيد و قصد فريب دادن او را داريد

اگر او را ستايش نكنيد ، شما پس براي چه خوبيد ؟

اگر هميشه با او موافق باشيد ، يك زن ذليل هستيد

اگر موافق نباشيد ، شما او را درك نمي كنيد

اگر زياد او را ملاقات كنيد ، خيلي عجول هستيد

اگر او را زياد ملاقات نكنيد ، او شما را متهم به خيانت مي كند

 اگر خوب لباس بپوشيد ، بچه سوسول هستيد

 اگر نپوشيد ، يك پسر كودن هستيد

 اگر كوشش كنيد تا رابطه اي دراماتيك بسازيد ، او مي گويد قدر او را نمي دانيد

 اگر كوشش نكنيد ، او فكر مي كند دوستش نداريد

 اگر يك دقيقه تأخير كنيد ، او غر خواهد زد كه منتظر بودن سخت است

 اگر او تأخير كند ، خواهد گفت كه اين يك روش زنانه است

 اگر مرد ديگري را ملاقات كنيد ، شما از وقتتان خوب استفاده نكرده ايد

 اگر او را با خانوم ديگري ملاقات كنيد ، خوب اين كاملاً طبيعي است آنها زن هستند

 اگر فقط گاهي او را ببوسيد ، او ادعا خواهد كرد كه شما كاملاً سرد هستيد

 اگر زياد او را ببوسيد ، او فرياد خواهد زد كه داريد از او سوء استفاده مي كنيد

 اگر به زن ديگري خيره شويد ، شما را به چشم چراني متهم مي كند

 اگر او به مرد ديگري خيره شود ، خواهد گفت كه : آنها فقط خوش تيپ هستند

 اگر صحبت كنيد ، آنها مي خواهند كه شنونده باشيد

 اگر شنونده باشيد ، آنها مي خواهند شما صحبت كنيد

 |+| نوشته شده در  جمعه دهم فروردین 1386ساعت 12:53  توسط پت  | 

به سلامتی افسانه نرگس هم تموم شد.سریالی که هر شب حدود 50 میلیون ایرونی رو مچل خودش می کرد!اما خوب بنده در پایان این سریال نکات مبهم زیادی برام پیش اومد به خصوص بیماری بهروز که ما نفهمیدیم اگه ایدز گرفته پس چرا نشانه های سرطان خون رو داره بروز میده و البته این توهم یعنی چی؟من که تا حالا فکر میکردم باید یه چیزی مصرف کنیم(اکس-ال اس دی-سیگاری-شیشه و ...)تا دچار توهم بشیم اما واقعاً این سریال نشون داد که من اشتباه میکنم و آدم با خون دماغ شدن هم میتونه توهم بگیره!!! بنده تحقیقات وسیعی در رابطه با این بیماری انجام دادم که به سمع و نظر شما میرسونم:

                                

راستش مارفتیم کلی به  دکترای این مملک گیر دادیم تا اومدن به سوالاتمون جواب دادن

ازشان می پرسیم توهم بیماری همان ایدز است؟ می گویند: نه.
می پرسیم آدم با توهم بیماری راه به راه خون دماغ می شود و دور لبش تبخال می زندو
صورتش جوش جوش می شود و غشی از کار در می آید ؟
می گویند: نه.
می پرسیم توهم بیماری به دکتر مغز و اعصاب ربط داره
می گویند : نه
می پرسیم ایدز به متخصص مغز و اعصاب ربط دارد؟
می گویند :نه.
می پرسیم برای تشخیص ایدز نیازی به MRI هست ؟
می گویند : نه .
می پرسیم پس برای تشخیص توهم بیماری نیازی به MRI  هست ؟
می گویند : نه .
می پرسیم آدم توهم بیماری بگیرد چلاق می شود ؟
می گویند : نه .
می پرسیم پسر آدم توهم بیماری داشته باشد پدرش سکته مغزی می کند؟
می گوید : نه .
می پرسیم سره آدم بخوره به میز سکته مغزی می کنه؟
می گویند : نه .
می پرسیم خونریزی مغزی همان سکنه ی مغزی است ؟
می گویند :نه .
می پرسیم آدم سکته ی مغزی بکند روی سرش زخم می شود؟
می گویند : نه .
می پرسیم فلج سکته ی مغزی بگیر نگیر دارد و گاهی آدم می تواند راحت حرف بزند گاهی سخت تر ؟
می گویند :نه .
هر چی می پرسیم فقط جواب می دهند :نه
معلوم نیست اینهاتوی دانشگاه پس چی خواند ه اند
که به اندازه ی سازندگان سریال ((نرگس))هم سواد پزشکی ندارند

 

بر اساس آخرین آخبار از سازمان سنجش وآموزش کشور نظر به استقبال گسترده ملت فهیم ایران از افسانه نرگس از این پس در کنکور سراسری دانشگاه قسمتی از سوالات به سریال نرگس اختصاص می یابد:

  

کنکور نرگس
۱- در نمای پایانی که بهروز و نسرین در برف راه می رفتندبهار کجا بود؟؟؟؟؟
الف)خانه ی بخت
ب) خانه ی سالمندان
ج)از فرط بزرگی ترکیده بود
د)چون زمستان بود.بهار نبود.
۲-عاقبت منصور چه شد ؟؟؟؟؟؟
الف)به اتهام جاسوسی دستگیر شد
ب)مسئول ستاد بپا خیزی شرق شد
ج)جایزه ی A برچسب انرژی را می گیرد
د) به دار کشیده می شود.
۳-چه بلایی سر ۱۲ قسمت حذف شده ی نرگس آمد؟؟؟؟؟؟
الف)داده اند سگ خورده
ب)داخل جوی آب است
ج)از آن فیلم سینمایی ساخته اند
د)اگر نظری دارید بنویسید.
۳۵۲س۶۳ـ تهران ۱۱ چیست؟؟؟؟؟؟؟؟
الف) پرشیای شوکت
ب)پراید همیشه در صحنه
ج)شماره حساب شوکت
د)هیچی نیست.
۵-سرنوشت بچه ی دوم سمانه و هدایت چه شد ؟؟؟؟؟؟؟
الف)به سرنوشت بچه ی اول دوچار شد.
ب)پیش مادر بزرگش هست
ج)هلاک شد
د)مگه سمانه بچه دار هم شد ؟؟؟؟
۶-مو های بهروز چرا سفید شد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
الف)گذشت ۳ سال
ب)دوری از خانواده
ج)استفاده از شامپو های فاسد
د)ترس از بچه ی غول نسرین
۷-خانه ی عموی نرگس چه سرنوشتی؟؟؟؟؟؟؟؟
الف)گذاشت رفت ایتالیا
ب)افتاد تو طرح
ج) در آثار فرهنگی ثبت شد
د)به سریال ۹۰ قسمتی ((نرگس ۲)) اجاره داده شد
۸-سرنوشت زن دوم شوکت چه شد ؟؟؟؟؟؟؟
الف) با رستم ازدواج کرد
ب)اعظم سرش را زیر آب کرد
ج)از ناراحتی خود کشی کرد
د)مرده شور ریخته شو ببرن...!!!!!!
۹-سرگرد ایمانی الان مشغول چه کاری ست ؟؟؟؟؟؟
الف)وکالت خانواده ی نرگس را بر عهده می گیرد
ب)در حال جمع آوری مدارک علیه شوکت است
ج)با هدایت دفتر کار آگاه خصوصی زدن
د)اخراج شده است
10-نقش دوست شقایق در این سریال چه بود؟
الف)نقش در ماشین آقای شوکت را بازی می کردند
ب)نقشی نداشت ولی فامیل کارگردان بود
ج)مگه شقایق دوست داشت؟
د)شقایق؟نمنه؟
 
منبع:گروه مارشال مدرن
 |+| نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت 2:6  توسط پت  | 
پيام‌هايي براي گوشي‌هاي دزديده شده

به گزارش ايرنا به نقل از پايگاه اينترنتي «آسوشيتدپرس»، اخيرا امكان جديدی به برخی از گوشي‌های تلفن همراه داده‌شده است كه صاحبان آنها را قادر مي‌سازد طوري گوشی هايشان را تنظيم كنند كه در صورت دزديده‌شدن جيغ بكشند و دزد را رسوا كنند. از آنجاييكه يكی از اهداف ما بومی سازی تكنولوژی غربی مي‌باشد، پيشنهاد مي‌كنيم كه متناسب با شغل و شخصيت دارنده گوشی، پيام‌هايی برای جناب دزد صادر شود.
برای دیدن این پیامها روی ادامه مطلب کلیک کنید.

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 8:33  توسط پت  | 

در راستاي اينكه بايد زبان شيرين فارسي را پاس بداريم و چاره اي هم جز اين نداريم پيشنهادات زير جهت اصلاح واژه هاي فرهنگي مزاحم و بعضا نا آشنا به شرح زبر اصلاح ميگردد

                غلط ننويسيم

 

نگوييم " وب سايت " بگوييم : رايانه جا يا تارانه

نگوييم " وب  " بگوييم : جايانه يا تار

نگوييم " وب مستر " بگوييم : صاحب تار يا تارزن

نگوييم " ايميل " بگوييم : نامه برقي

نگوييم " ايميل آدرس " بگوييم : نشاننامه برقي

نگوييم " چت " بگوييم : زر

نگوييم " چت روم " بگوييم : زرستان با زرگاه

نگوييم " مانيتور " بگوييم : نمايانه

نگوييم " كي بورد " بگوييم : دكمه گاه

نگوييم " اسكنر " بگوييم : عكس برگردان

نگوييم " پرينتر " بگوييم : چاپانه يا چاپگر

نگوييم " ماوس " بگوييم : موش

نگوييم " ديسك " بگوييم : گردالي

نگوييم " سي دي (كامپكت ديسك) " بگوييم : كامل گردانه يا كاف گاف

نگوييم " ديسكت " بگوييم : گردكي

نگوييم " هارد ديسك " بگوييم : سخت گردالي

نگوييم " نوت بوك " بگوييم : رايانه رو

نگوييم " لينك " بگوييم : چسبانك

نگوييم " مايكروسافت " بگوييم : كوچك نرم يا نرم بچه

نگوييم " اكانت " بگوييم : برات

نگوييم " ماوس پد " بگوييم : خرش گاه

نگوييم " فوتوشاپ " بگوييم : عكاسخانه

نگوييم " اينترنت " بگوييم : جهان شبكه

نگوييم " اينترانت " بگوييم : درون شبكه

نگوييم " اينترنت اكسپلورر " بگوييم : جهانگرد شبكه

نگوييم " وب براوزر " بگوييم : تارياب

نگوييم " كرسر " بگوييم : ريزينه

نگوييم " بيل گيتس " بگوييم : حساب دروازه

نگوييم " هات ميل " بگوييم : داغنامه

 |+| نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1385ساعت 10:33  توسط پت  | 
                                                                                        

علائم اعتیاد به اینترنت:

- ساعت 4 صبح که از خواب بیدار شده اید و برای آب خوردن به طرف آشپزخانه می روید در بین راه MAILهایتان را چک میکنید.

- وقتی مودم را خاموش میکنید احساس پوچی می کنید مثل این که عزیزی را از دست داده باشید.

- تصمیم میگیرید یکی دو سالی بیشتر در دانشگاه باشید فقط برای دسترسی رایگان به اینترنت.

- در نامه های پستی هم ازSMILEY (مثل <:) استفاده میکنید.

- وقتی میخواهید بخندید سرتان را نود درجه به سمت چپ می چرخانید.(به مطلب قبلی مراجعه شود.)

- تکالیفتان را به فرمHTML در می آورید و آدرس آنرا به استادتان میدهید.

- سگتان هم برای خودش یک صفحه وب دارد.

- حتی خوابهای شبتان هم به فرمت HTML است.

- پسرتان جواد را JAVA صدا میکنید.

- همسرتان را به این صورت معرفی میکنید:

aghamoon@work.money

یا

ayal@kitchen.home

- آدرس منزلتان را به اینصورت روی پاکت نامه مینویسید:

http://52valiasr.ave/no.124.html

- همه دستانتان یک @ در اسمشان دارند.

- از اینکه در یک آگهی ترحیم نمی توان آدرس Email جدید مرحوم را نوشت ناراحت هستید.

- تنها ارتباطتان با افراد منزل از Email طریق است.

- انتخاب بین پرداخت قبض آب و هزینه اشتراک اینترنت آسان باید مدتی بی آبی را تحمل کرد.

- خانمتان یک کلاه گیس بر روی مانیتور می گذارد که به شما یادآوری کند که او چه قیافه ای دارد.

- بر روی کنترل تلویزیونتان هم Duble Click میکنید.

- نیمی از سفرتان را در هواپیما در حالی طی میکنیدکه کامپیوتر کیفیتان را بر روی پاهایتان و بچه تان را در جعبه بالای سرتان گذاشته اید.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 15:15  توسط پت  | 

ادامه مطلب پست قبل:

روش اول: گرفتن نمره قبل از امتحان:

مطالعه درس در طول ترم و (یا) یک هفته قبل از امتحان و (یا) شب امتحان.

این روش آسان ترین و مطمئن ترین روش ممکن است به همه توصیه میشود.

ولی مطابق آمار واطلاعات موجود تنها نیمی از دانشجویان فقط از این روش استفاده میکنند. دانشجویان واقعی از علاقمندان این روش هستند.

پیشرفت علم در این روش تآثیری ندارد. جنسیت نیز در این روش تآثیری ندارد.

یک تجربه: من در این زمینه هیچ تجربه ای ندارم!!!

روش دوم: گرفتن نمره هنگام امتحان:

تقلب به روشهای مختلف (استفاده از تکه های کاغذ نگاه کردن برگه دیگران صحبت کردن پنهان کردن جزوه در جای مناسب نوشتن نکات مهم بر روی اعضای مناسب(!) بدن تقلبهای پیشرفته و تکنولوژی مثل استفاده از سیستم موبایل یا استفاده از ماشین حسابهای پیشرفته و احیانآ مجهز به سیستم Infra Red و...)

این روش پر خطر ترین روش ممکن است ولی معمولآ اگر با تبحرو تجربه کافی انجام شود و منابع معتبر مورد استفاده باشدبهترین نتیجه را میدهد.

هماهنگی برنامه ریزی اعتماد به نفس و انتخاب زوج مناسب جزو مهمترین ملزومات این روش میباشند.دانشجویان موفق و ناموفق از این روش استفاده میکنند.

با پیشرفت علم این روش هم پیشرفت میکند. جنسیت در این روش موثر است.طبق تجربیات آمار و اطلاعات موجود دختران در در این روش چندان موفق نیستند و به علت ترس بیش از حد و عدم اعتماد به نفس کافی با مشکل مواجه میشوند.(استثنا هم دارد!) اما وضعیت ظاهری دختران میتواند موثر باشد چون همواره عده ای از پسران گلنواز و معلوم الحال تلاش در رساندن تقلب به دختران خوشگل دارند.

یک تجربه:خیلی ضایعه بخوای به یه دختری تقلب برسونی ولی درست همون سوالهایی را بپرسه که بلد نباشی!!!

روش سوم: گرفتن نمره بعد از امتحان:

صحبت و مشورتهای خصوصی با اساتید مربوطه استفاده از انواع دستمال مواد روان کننده(!)(برای گریه بیشتر) ظاهر گول زنده دروغهای عجیب و غریب ولی باور کردنی استعدادهای ذاتی روابط موجود و ...

این روش از متداول ترین روش های موجود است و تقریبآ تمام گروه دانشجویان از این روش استفاده میکنند. لین روش قانون خاصی ندارد و هرکس به شیوه خود این قانون را اجرا میکند و به تعداد دانشجویان(حتی بیشتر) شگرد های مختلف وجود دارد.

امتحان کردن این روش حتی برای یک بار به همه توصیه میشود.پیشرفت علم در این روش میتواند موثر باشد. جنسیت در این روش به شدت موثر است! دختران معمولآ به علت بعضی نعمتهای خدادای در این روش موفقترند. جواب گرفتناز این روش به یک عامل همه یعنی حال استاد مربوطه بستگی دارد که به شدت متغیر است. این روش محل پیدایش انواع و اقسام معجزات داستانهای عجیب و غریب و ماجراهای عبرت آموز است.

یک تجربه: اگه خودتون هم این روش رو بلد نیستید با یکی که ماهره برید پیش استاد!!! من که همیشه همین کار رو میکنم

تجربه نویسنده اصلی: یکی از دوستام یه بارID یکی از اساتید رو پیدا کرده بود و سعی کرد از طریق چت مخ استاد رو بزنه ولی Ignore شد و بی نتیجه ماند!!!

نصیحت:بهترین و آسانترین راه برای نمره گرفتن درس خواندن است. اگر دانشجویی به خوبی درس بخواند به هیچکدام از دو راه آخر احتیاجی ندارد منت هیچ بنی بشری را نخواهد کشید(من کی باشم که نصیحت کنم؟؟؟)

نتیجه گیری: برای گرفتن حق در هر حال تلاش و کوشش لازم است.

شعر:نابرده زجر نمره میسز نمیشود 20 آن گرفت جان برادر که شاهکار کرد!

 |+| نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 0:21  توسط پت  | 

 

چند وقت پیش تو یکی از سایت ها در حال گشت زنی بودم که به یه مطلب جالب بر خوردم که به صورت عکس بود. سیوش کردم حالا گفتم واستون بنویسم شاید خوشتون بیاد.(البته یه کم تغییرش دادم!)

با عرض معذرت از منبع محترم که اسمش یادم نیست (خدایی اگه کسی میدونه بگه!) ولی اگه از این مطلب جایی استفاده کردین منبع فعلیشو بگین آخه واسه تایپش خیلی سختی کشیدم(نه به خاطر طولانی بودنش دلایل دیگه ای داشت... در ضمن اینجا از منبع عذر خواهی شده.)

قانون امتحان و نمره:

توضیحات: بر اساس روابط شیمیایی و فیزیکی موجود بین دانشجو و نمره وبر اساس قوانین نگارش, ادب و نزاکت فارسی, سه حالت زیر را میتوان در نظر گرفت:

حالت اول: رابطه بین نمره و دانشجو با فعل شدن بیان میشود. مثال: "... فیزیک دو 17 شدم! خب بچه ها من برم خونه واسه ترم بعد درس بخونم..."

اکثر جمعیت این گروه را دانشجویان واقعی تشکیل میدهند, که با تلاش و کوشش, نمره مطلوب خود را میشوند!

حالت دوم: رابطه بین نمره و دانشجو با فعل دادن بیان میشود. مثال: "...فیزیک 2 بهم داده 8 ! مرتیکه عوضی اصلآ راه نمیده...!"

اکثر جمعیت این گروه را دانشجویان ناموفق تشکیل میدهند که بدون تلاش و کوشش, نمره نامطلوب به آنها داده میشود.

حالت سوم: رابطه بین نمره و دانشجو با فعل گرفتن بیان میشود. مثال: "...بالاخره این فیزیک 2 یه دونه 10 گرفتم! دهنم صاف شد..."

اکثر جمعیت این گروه را دانشجویان موفق تشکیل میدهند که با تلاش و کوشش نمره نسبتآ مطلوب خود را میگیرند.

یک اصل:حق گرفتنی است نه دادنی!

تبصره: نمره از حقوق دانشجویان است. پس راههای این احقاق حق به 3 صورت انجام میشود که سه مقطع زمانی دارد...

ولی برای طولانی نشدن پست بقیشو میذارم برای پست بعد که فردا یا پس فردا یا ... بنویسم!!!

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 0:34  توسط پت  | 
 
  بالا